مثل ماه شب چهارده

متن مرتبط با «لحظه ای بنشین» در سایت مثل ماه شب چهارده نوشته شده است

ای شب هجران تو پنداری برون از روزگاری

  • نیلوبلاگ

    چقدر دلم برای همین مکالمه ساده تنگ شده ، این مدل که میبافی دیر میاد بالا، آره میدونم الان هیچی نشده یک کاموا تموم کردم، ولی قشنگ میشه، اره چون کوتاهترم هست اشکال نداره.xa0...

    ادامه مطلب
  • بنشین لحظه ای رودرروی من..... چای ام را با عطرت هم بزن

  • نیلوبلاگ

    موسیقی های خوبی پیدا کردم این روزها، گاه در حین کار گوش میکنم مدهوش میشوم و لبخندی بر لب به دو ماه آینده فکر می کنم....

    ادامه مطلب
  • روزمره های غرغری

  • نیلوبلاگ

    این روزها خوابم بهم ریخته، شبها تا دیر وقت بیدار و صبح ها چرت میزنم! فقط قهوه کارساز هست . کارها هم که داره زیاد میشه، تنهایی هم که سخته. همین دیگه......

    ادامه مطلب
  • چقدر از این بابت خوشحالم

  • نیلوبلاگ

    این دومین ماه سیاه و سیاه پوشی و صدای ناله و گریه است که با دل خوش و خیالی راحت دارم دور از همه اون همه برنامه های رو اعصاب سپری می کنم!xa0...

    ادامه مطلب
  • مرا این درد است

  • نیلوبلاگ

    یادم رفت چی میخواستم بنویسم!...

    ادامه مطلب
  • عزیزم کمتر عکس آپلود کن اینستا

  • نیلوبلاگ

    هیچ آرایشی، هیچ عمل زیبایی و هیچ لباس و مدی نمیتونه شخصیت زشت کسی رو خوشگل کنه....

    ادامه مطلب
  • این پاسپورت زرشکی لعنتی

  • نیلوبلاگ

    این پاسپورت لعنتی که کسی عکس توی آن را نمی تواند بشناسد، که وقتی کسی به عکسش نگاه می کنه میپرسه این تو هستی؟ این پاسپورت لعنتی با اون چهار تا مهر لعنتی توش، این تکه کاغذ بی ارزش که آدم رو از هر چه مناسبت شاد تو زندگی عزیزانش دور می کنه، این بیخودترین مرز های جغرافی که تا آخر عمر روی پیشانی ما نوشته آواره از شهر و دیار، این همه برو و بیا برای تمدید اقامت و ویزا، این همه استرس و درماندگی که ما متحمل میشیم برای این تکه کاغذ بی ارزش، این مسخره ترین اشک هایی که من در ناراحتی ریختم در شادترین شب عزیزا...

    ادامه مطلب
  • از زنجان تا کرمان، از تبریز تا اصفهان، از شمال تا همه جاهایی که میتوانستم باشم

  • نیلوبلاگ

    این روزها از زمین و زمان دلگیرم، از همه این آرامش و زیبایی های اینجا و مردمش هم دلگیرم. میدوانم که این هم میگذرد و زندگی دوباره عادی میوشد...میدانم....

    ادامه مطلب
  • این روزها

  • نیلوبلاگ

    تو نوشتن خیلی تنبل شدم، البته میدونم که وقتی برگردم دانشگاه و تنها باشم نوشتنم بیشتر میاد. از چندروز دیگه هم که مهمون دار خواهیم بود به سلامتی باید از الان اعصاب آهنین رو تقویت کنم تا درمقابل چرا چگونه چه وقت چطور و همه سوالهای ممکن به مدت یک ماه طاقت بیارم.xa0...

    ادامه مطلب
  • تنهایی آی تنهایی

  • نیلوبلاگ

    حال نوشتن ندارم نمیدونم چرا، سرم هم از صبح درد میکنه و به شدت به فضای شخصیم و یک دو روز تنهایی نیازمندم....

    ادامه مطلب
  • آلزایمر

  • نیلوبلاگ

    شب ها یک چیزهایی میاد تو ذهنم و بعد با خود می گویم صبح مینویسم، عصر فردا یادم میاد یه جیزی بود که باید مینوشتم اما اصلا یادم نمیاد چی بود!...

    ادامه مطلب
  • لیست آرزوهایت را بنویس بگذار دنیا بداند کجای کاری

  • نیلوبلاگ

    خیلی وقته می خوام لبست آرزوها بنویسم، قبلی که نوشتم در طی همون مشکلات بلاگفا حذف شد ولی دو تا از مهم تریناش به واقعیت پیوست! باید بنویسم. xa0...

    ادامه مطلب